تبليغاتX
اسلام و ورزش

اسلام و ورزش

ورزش از نگاه اسلام و قرآن

ورزش و سلامتی کودکان

ورزش منظم یكی از مهمترین راهكارهای كسب سلامتی برای بچه ها و بزرگسالان است. فعالیت بدنی، وزن مطلوب را حفظ می كند، طول استخوانها را افزایش می دهد و در نهایت از خطر ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی می كاهد. پزشكان باید موقعیت وزنی كودكان ونیز میزان فعالیت بدنی آنها را طی یك دوره پزشكی مداوم ارزیابی كنند. متخصصان موظفند با توصیه های ساده به بچه ها و خانواده ها زمینه را طوری فراهم كنند تا با حداقل صدمه، حداكثر نشاط و لذت حاصل شود. همه افراد به ورزش نیازمندند. معمولاً پزشكان با توجه به سن، موقعیت  فیزیكی، مراحل پیشرفت و میزان علاقه مراجعه كنندگان جوان و نوجوان مناسب ترین فعالیت بدنی را به آنها توصیه می كنند. نادیده گرفتن ارتقاء سلامتی بین افراد جوان و خردسال به دو دلیل است:

1) تنبلی و سستی بین بزرگسالان بیش از كودكان است چون بچه ها به طور طبیعی و ناخود آگاه فعال هستند.

2) خطر ابتلا به بیماریهایی مثل دیابت و بیماریهایی قلبی بین افراد بالغ بیشتر است. به هرحال، با توجه به بررسی های انجام شده ، كودكان و نوجوانان به طور كامل فعال و با تحرك نیستند.

شایان ذكر است كه باید بچه ها به ورزشهایی بپردازند كه برای بهبود بیماریهای قلبی و نیزارتقاء سلامتی طولانی مدت مفید است. متاسفانه تقریباً بیش از نیمی از آنها فعال نیستند. ضمناً، دخترها در خلال سن بلوغ و پس از آن كمتر از پسرها به ورزش می پردازند . این روند حتی با آموزشهای پزشكی و ورزشی هم قابل درمان نیست. تنها كمی بیش از یك دوم دانش آموزان دبستان و راهنمایی باید در كلاسهای ورزشی روزانه شركت كنند. میزان اهمیت به ورزش بین دانش آموزان دبیرستانی نه تنها نباید كاهش یابد بلكه باید افزوده شود.

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 دی1388ساعت 19:13  توسط سعیده حسینی  | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آذر1388ساعت 10:50  توسط سعیده حسینی  | 

مکان و محيط ورزشگاه

ورزش به جهت تنوع آن، در محيط‌هاي گوناگوني صورت مي‌گيرد. نکته مهم و قابل توجه درباره محيط ورزشگاه، اين است که: ورزشگاه‌ها از نکات مهمي است که توجه به آن ضروري است. سالن ورزشي نبايد کوچک يا با سقف پايين باشد و نيز تعداد زياد و بيش از حد هنرجويان در سالن‌ها باعث کمبود اکسيژن مي‌شود و در نتيجه ضعف‌هاي تنفسي را به بار خواهد آورد.

بنابراين ورزشگاه‌ها بايد به نکاتي مانند: نور، اکسيژن، تهويه هوا، امکاناتي مانند آب، دوش و ... توجه کنند و سعي در فراهم نمودن اينها کنند.

+ نوشته شده در  شنبه 14 آذر1388ساعت 10:22  توسط سعیده حسینی  | 

مناسبترين زمان ورزش

 

هر ورزشکار در ساعت مخصوصي از روز بهترين کارايي را دارد. در اين هنگام از روز، عوامل اساسي بيولوژيک بدن ورزشکار از نظر انعطاف پذيري، قدرت، دماي بدن، هوشياري و ميزان استراحت قلب و فشار خون در حداکثر کارايي براي اجراي حرکات ورزشي قرار دارد.

براي اکثر ورزشکاران، اين زمان مطلوب عصرها و اوايل غروب مهيا مي‌شود. در مورد مابقي ورزشکاران، زمان مطلوب در اوايل روز يا در اوايل شب حاصل مي‌گردد. مربيان مي‌توانند به ورزشکاران کمک کنند تا به زمان مطلوب بدن خود و اوقات اجراي مطلوب پي ببرند.

چه ساعتي از روز مناسبترين زمان جهت اجراي فعاليتهاي ورزشي مي‌باشد؟

تحقيقاتي که بر روي فوتباليست‌ها صورت گرفته مشخص نمود، بهترين زمان فعاليت آنها ساعت پنج بعداز ظهر بوده و بدترين زمان پنج صبح مي‌باشد. همچنين تحقيق ديگري بر روي شناگران و دوندگان انجام گرفته مشخص نموده که بهترين سرعت آنها در طي ساعت پنج تا هفت عصر به دست مي‌آيد.

بنابراين بهترين زمان براي اجراي فعاليت‌هاي ورزشي در «اواخر عصر» يا در «اوايل شب» مي‌باشد:

در اين ساعات، دماي بدن اکثر افراد در بالاترين حد خود مي‌باشد و به همين ترتيب قدرت، انعطاف‌پذيري و توانايي تعريق آنها نيز در بالاترين حد خود قرار مي‌گيرد. همچنين اکثر مردم، بعد از ظهرها داراي توانايي و هوشياري بيشتري براي فعاليت‌هاي ورزش مي‌باشند.

بهترين و مناسب‌ترين ماه‌هاي ورزش براي رشد جسماني، ماه‌هاي ارديبهشت، خرداد و تير مي‌باشد. فصل بهار يکي از بهترين زمان‌ها براي از بين بردن بعضي از بيماري‌ها با استفاده از هواي کاملاً پاک و بانشاط است.

در اين زمينه حديثي از وجود مقدس پيامبر(ص) روايت شده که مضمون آن چنين است:

«خود را از بادهاي پائيزي دور کنيد اما خود را در معرض بادهاي بهاري قرار دهيد»

+ نوشته شده در  جمعه 13 آذر1388ساعت 10:38  توسط سعیده حسینی  | 

اهداف ورزش

حضرت علي(ع) در دعاي کميل، هدف از ورزش را در يک عبارت زيبا و دلنشين چنين مي‌فرمايند:

«يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ قَوِّ عَلي خِدمَتِکَ جَوارِحي وَاشدُد عَلَي العَزيمَةِ جَوانِحي»

پروردگارا اعضاء و اندام مرا در طريق خدمت به خودت نيرومند گردان و اعصاب و افکارم را بر عزم و استواري محکم فرما.

اوج رشد ورزش در اين است که صفات انساني به تواضع، فروتني و ... در ورزشکار رشد و افزايش يابد و علاوه بر پل قرار دادن سلامتي جسم خود، در راه خدمت به خدا و خلق خدا، بر نفس خود غلبه کند.

در حديثي از پيامبر اکرم(ص) چنين مي‌خوانيم:

«اِنَّ الشَّديدَ لَيسَ مَن غَلَبَ النّاسَ وَلکنَّ الشَّديدَ مَن غَلَبَ عَلي نَفسه»

همانا پهلوان و شجاع کسي نيست که بر مردم پيروز شده است، ليکن پهلوان کسي است که بر نفس سرکش خود پيروز گرديده باشد.


مردي‌گمان‌مبر‌که‌به‌پنجه‌است‌و‌ زور‌ و‌کتف     با نفس اگر برآيي، دانم که شاطري
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 18:30  توسط سعیده حسینی  | 

زکات ورزش

هر نعمتي که خداوند به بنده خود عنايت مي فرمايد، به دنبال آن وظايف و تکاليفي بر دوش انسان گذاشته مي شود. به عنوان مثال وقتي انسان علمي را مي آموزد، در مقابل آن وظايفي را دارد. از جمله وظايف آن: عمل به علم، تواضع و فروتني، خدمت به مردم و ... مي باشد. اما يک وظيفه ديگري نيز دارد که مورد بحث ما است. « نشر و رساندن آن علم به ديگران، يکي ديگر از زکات هاي علم به شمار مي رود».

« پيامبر (ص) : لِکُلِّ شَي ءٍ زَکاةً »

هر چيزي زکاتي دارد.

 زکات هاي مرتبط با ورزش:

 1-    زکات بدن:

« حضرت علي(ع): وَ لِکُلِّ شَيْ‌ءٍ زکاةً وَ زَکاةُ الّبَدَنِ الصِّيامُ »

هر چيزي زکاتي دارد و زکات بدن، روزه گرفتن است.

  2-    زکات شجاعت:

« حضرت علي(ع): زکاةُ الشُّجاعةِ، الجِهادُ في سَبيلِ اللهِ »

زکات شجاعت، جنگيدن در راه خدا مي‌باشد.

 3-    زکات سلامتي:

« حضرت علي(ع): زکاةُ الصِّحَةِ ، السَّعْيُ في طاعَةِ اللهِ »

زکات سلامتي، تلاش در راه بندگي و طاعت خدا است.

 4-    زکات پيروزي:

« حضرت علي(ع): زکاةُ الظَّفَرِ، الإحسانُ (العَفْو) »

زکات پيروزي، نيکي، احسان و گذشت است.

 5-    زکات قدرت:

« حضرت علي(ع): زَکاةُ القُدْرَةِ ، الإنصافُ »

زکات قدرت، انصاف و دادگري است.

  زکات ورزشکار

يک ورزشکار با توجه به اينکه از بدني «سالم» و «ب قدرت» و «شجاعت» و «پيروزي» بهره مند است، لذا مشموب زکات هاي پنج گانه فوق مي‌شود. يعني يک ورزشکار مي‌بايست در راه خدا جهاد کند، در راه بندگي خدا تلاش کند، نيکي و احسان کند و منصف و با گذشت باشد.

به قول معروف يک ورزشکار و قهرمان بايد در اوج قدرت، انسان باشد يعني به صفات و ارزش‌هاي انساني اهميت دهد و آنها را در زندگي خود پياده کند.

خلاصه اينکه يک ورزشکار مسلمان، بايد يک انسان کامل، نمونه و الگو باشد، همانگونه که پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع) مظهر ارزش‌هاي انساني بودند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 13:51  توسط سعیده حسینی  | 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 18:42  توسط سعیده حسینی  | 

اسب سواری

 

 

اسب، اسب دوانی و پرورش اسب در اسلام، مورد توجه فراوان قرار گرفته است. در قرآن و احادیث، اسب به صور مختلف و از جهات متعدد، به ویژه از دیدگاه نظامی و رزمی ، مورد تمجید و تقدیر قرار گرفته است. خداوند متعال در قرآن به رزمندگان اسلام دستور میدهد، همیشه اسبان جنگی را آماده و مهیّا نگهدارند:

« وَاَعِدُّوا لَهُم مَااستَطَعتُم مِن قُوَّة وَ مِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبُونَ بِهِ عَدُواللهِ وَ عَدُوِّکُم ؛

هر چه در توان دارید، از نیرو و اسب‌های آماده بسیج کنید، تا با این[تدارکات] ، دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید.»

 همچنین، اسب، قاطر و الاغ را وسیله‌ی سواری و زینت مناسب معرفی می کند:

« وَالخَیلَ وَالبِغالَ وَالحَمیرِ لِتَرکَبُوها وَ زینَـةً وَ یَخلُقُ ما لا تَعلَمُونَ؛

و اسبان و استران و خران را [آفرید] تا بر آن‌‌ها سوار شوید و [برای شما] تجملی[باشد] ، و آن چه را نمی‌دانید می‌آفریند.»

 پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) اسب را ( که سبب تقویت بنیه‌ی نظامی مسلمانان است)، موجب عزت مسلمین معرفی می‌کند و می‌فرماید:

« اِربِطُوا الخَیلَ فَاِنَّ ظُهُورَها لَکُم عِزٌّ وَ اَجوافَها کَنزٌ ؛

اسب‌ها را برای سواری و جنگ آماده کنید،زیرا پشت‌های آن ها( یا ظاهر آن ها) برای شما عزت و قدرت بوده، و شکم‌هایشان ( یاباطن آن ها) برایتان گنج است.»

 « اِنَّ اللهَ اَعَزَّ اُمَّتی بِسَنابِکِ خَیلِها وَ مَراکِزِ رِماحِها ؛

خداوند، امت مرا به وسیله‌ی سُمِ اسب‌ها و فروگاه نیزه‌ها عزیز ساخت.»

 آن حضرت همچنین اسب را یک مرکب بهشتی دانسته و می‌فرماید:

«خُیُولُ الغُزاةِ حُنُولُهُم فِی الجَنَّـةِ ؛

اسبان رزمندگان اسلام، در بهشت نیز اسبان آن ها خواهند بود.»

 و پرورش اسب را از شمار سرگرمی‌های باطل و بیهوده ، خارج شمرده و می‌فرماید:

«کُلّ لَهوِ المُؤمِنِ باطِلٌ اِلأ فِی ثَلاث: فِی تأدیبِهِ الفَرَسَ، وَرَمیِهِ قَوسَهُ، وَ مُلاعَبَتِهِ امرَأَتَهُ، فَاِنَّهُنَّ حَقٌّ؛
همهُ سرگرمی‌های مؤمن، جز در سه مورد باطل است: در آموزش دادن اسب و پرورش آن، و تیراندازی‌اش با کمان، و بازی کردنش با زنش، این سه مورد [باطل نبوده] حق است.»

 و اسب را برای همیشه خوب و خیر می‌داند و می‌فرماید:

« اَلخَیرُ مَعقُودٌ بِنَواصِی الخَیلِ اِلی یَومِ القِیامَـةِ ؛

خیر و خوبی به پیشانی اسب تا روز قیامت بسته شده است.»

 جالب‌تر این که خود آن حضرت در مسابقه‌ی اسب دوانی شرکت می‌نماید.

روزی به همراه گروهی از مسلمانان، دشمنان و دزدان را در خارج از شهر تعقیب می‌نماید. دشمنان، متفرق شده و می‌گریزند.

آن گاه ابوقتاده به پیامبر(صلی الله علیه و آله) ، پیش نهاد مسابقه‌ی اسب دوانی می‌دهد . آن حضرت نیز پذیرفته و در مسابقه شرکت می‌کند، و دراین مسابقه، گوی سبقت را از همه‌ی شرکت کنندگان ربوده و اول می‌شود.

و قابل توجه، این که نه تنها تعیین جایزه و شرط بندی را در این مورد جایز می‌داند، بلکه گاه، مخارج جوایز برندگان مسابقه را نیز خود به عهده می‌گیرد:

امام باقر(علیه السّلام) فرمود:

« اِنَّ رَسُولَ الله (صلی الله علیه و آله) سابَقَ بَینَ الخَیلِ، وَاَعطَی السَّوابِقَ مِن عِندِهِ ؛

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مسابقه‌ی اسب دوانی ترتیب داده و جوایز را از مال خویش پرداخت.»

 «رَأَیتُ رَسُولَ اللهِ (صلی لله علیه و آله) یَلوی ناصِیـةَ فَرَسٍ بَاَصبَعِهِ ؛

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را دیدم که با انگشت خویش موی پیشانی اسبی را می‌پیچید.»

 «وَ هُوَ یَمسَحُ وَجهَ فَرَسِهِ بِرِدائِهِ؛

او صورت اسب خود را با عبای خویش پاک می‌کرد.»

از مجموع مطالب مطرح شده می‌توان فهمید، اسلام چقدر برای این ورزش سالم، مفید و رزمی، ارزش و اهمیت قایل است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آذر1388ساعت 20:56  توسط سعیده حسینی  | 

تاریخچه شنا در ایران

 

Girl with styrofoam swimming board.jpg

 

تاریخچه شنا به عنوان یک ورزش، در ایران، بسیار کوتاه است و به طور کلی هم این رشته از ورزش به نسبت دیگر رشته‌ها در کشور ایران چندان پیشرفتی حاصل نکرده‌است. در حالی که به جهت موقعیت جغرافیایی ایران که در شمال و جنوب کشور به دریا متصل است و هم به جهت تأکیدات مذهبی، می‌بایستی این ورزش را مورد توجه قرار می‌دادند.

در قدیم، مکان‌هایی شبیه استخر سرپوشیده در حمام‌ها می‌ساختند، به نام چال حوض،این چال حوض‌ها، که حداکثر از ۱۰ متر تجاوز نمی‌کرد، برای شنا کردن و آب بازی بود. در اطراف چال حوض‌ها، سکوهایی به ارتفاع ۲ یا ۳ متر وجود داشت که از بالای آن به درون آب می‌پریدند و عملیاتی مانند پشتک و وارو انجام می‌دادند. روشنایی چال حوض‌ها از سوراخ کوچکی که در سقف بود، تأمین می‌شد. در این گونه آبگیرهای غیر بهداشتی، هیچ گونه مقرراتی وجود نداشت و هر کس می‌توانست قبل از استحمام یا پس از آن واردچال حوض شود و به آب بازی و شنا که به معنای واقعی هم شنا نبود بپردازد. تا سال ۱۳۱۴ در سراسر ایران حتی یک استخر شنا هم نبود و فقط در اردوگاه نظامی اقدسیه تهران یک استخر برای آموزش شنا به دانشجویان دانشکده افسری ساخته بودند. در سال ۱۳۱۴، استخر دیگری در باغ فردوس شمیران احداث شد که به وزرت فرهنگ تعلق داشت. نخستین استخری که برای استفاده ورزشکاران و تعلیم اصول جدید شنا به آنها به وجود آمد، در سال ۱۳۱۴در منظریه تهران بود که یک مربی ورزش خارجی به نام «گیبسون» بر آن نظارت می‌کرد. پایه‌های ورزش شنای نوین در ایران از همان استخر منظریه گذاشته شد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 7:49  توسط سعیده حسینی  | 

تاریخچه شنا در جهان

شواهد باستان شناسی نشان می‌دهند که قدمت شنا و شنا کردن به ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد در تمدن مصر و بعد از آن در تمدن‌های آشور و یونان و روم باستان باز می‌گردد. آنچه از گذشته آموزش شنا می‌دانیم بر اساس یافته‌هایی است که از «حروف تصویری» هیروگلیف مصریان به دست آورده‌ایم. یونانی‌های باستان و رومی‌ها شنا را جزو برنامه‌های مهم آموزش نظامی خود قرار داده بودند، و مانند الفبا یکی از مواد درسی در آموزش مردان بوده‌است. شنا در شرق به قرن اول قبل از میلاد باز می‌گردد. ژاپن جایی است که شواهد و مدارکی از مسابقات شنا در آن وجود دارد. در قرن هفدهم به دستور رسمی حکومتی شنا به صورت اجباری در مدارس تدریس می‌شد.

مسابقات سازمان یافته شنا در قرن ۱۹ میلادی قبل از ورود ژاپن به دنیای غرب شکل گرفت. از قرار معلوم مردم ساحل نشین اقیانوس آرام، به کودکان هنگامی که به راه می‌افتادند یا حتی پیش تر شنا می‌آموختند. نشانه‌هایی از مسابقات گاه و بی گاه میان مردم یونان باستان وجود دارد و همچنین یکی از بوکسورهای معروف یونان شنا را به عنوان تمرین در برنامه ورزشی خود گنجانیده بود. رومی‌ها اولین استخرهای شنا را بنا کردند و گفته می‌شود که در سدهٔ یکم پیش از میلاد گایوس ماسناس رایزن سیاسی سزار آگوست رومی، نخستین استخر آب گرم را ساخت.

برخی عدم تمایل اروپائیان به شنا را در سده های میانه ترس از گسترش و سرایت عفونت و بیماری‌های مسری می‌دانند از طرفی شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد در سواحل بریتانیای کبیر در اواخر قرن ۱۷ میلادی از شنا در آب به عنوان وسیله‌ای برای درمان استفاده می‌شود. البته تا پیش از قرن نوزدهم شنا به عنوان تفریح و ورزش در میان مردم جایگاهی پیدا نکرد. زمانی که نخستین سازمان شنا در سال ۱۸۳۷ تأسیس شد در پایتخت بریتانیا یعنی لندن، ۶ استخر سر پوشیده وجود داشت که مجهز به تخته شیرجه بودند. در سال ۱۸۴۶ اولین مسابقه شنا در مسافت ۴۴۰ یارد در استرالیا بر پا شد که بعد از آن هر ساله نیز به اجرا در آمد. باشگاه شنای «متروپولیتین» لندن در سال ۱۸۶۹ تأسیس شد که بعدها به انجمن شنای غیر حرفه‌ای تغییر نام پیدا کردکه در واقع هیئت رئیسه شنای غیر حرفه‌ای بریتانیا بود. فدراسیون‌های ملی شنا در چندین کشور اروپایی در سال ۱۸۸۲ تا ۱۸۸۹ شکل گرفتند.

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 7:42  توسط سعیده حسینی  | 

شنا

 

اسلام برای شنا، اهمیت ویژه ای قائل بوده و برای تعلیم و تعلمش، تاکید فراوانی نموده است.

اسلام، شنا را به عنوان بهترین سرگرمی برای مردان معرفی می کند:

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

"خیر لهوالمؤمن السباحة، و خیر لهو المرأة المغزل؛

بهترین سرگرمی برای مرد باایمان، شنا، و بهترین سرگرمی برای زن ایمان دار، ریسندگی است."

اسلام، شنا را از محدوده لهو و لعبی که باطل بوده و حرام است، خارج می داند:

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

" کلی شیئ لیس من ذکر الله لهو و لعب، الا ان یکون اربعة: ملاعبة الرجل امراته، و تأدیب الرجل فرسه، و مشی الرجل بین الغرضین و تعلیم الرجل السباحة؛

هر چیزی که[در جهت] یاد خدا نباشد، لهو و لعب است، مگر در چهار مورد: بازی کردن مرد با همسرش، تربیت کردن مرد، اسب خویش را، حرکت و راه رفتن مرد در بین دو هدف و سیبل[تیراندازی]، و آموزش شنادیدن برای مرد."

و از همه مهم تر این که، آموزش شنا به فرزند(پسر) را یکی از وظایف پدر دانسته و واجب می داند:

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

" حق الولد علی والده ان یعلمه الکتابة و السباحة و الرمایة و ان لا یرزقه الا طیبا؛

حق فرزند(پسر) بر عهده پدرش، این است که به او آموزش دهد، نوشتن، شناکردن و تیراندازی را، و روزی او را تنها از راه حلال و پاکیزه تهیه نماید." 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آبان1388ساعت 18:46  توسط سعیده حسینی  | 

ورزش از دیدگاه مذهب و فرهنگ

(رابطه تن و روان)

بدون ترديد، بين تن و روان ارتباط نزديک و نيرومندي و جود دارد، بدين جهت در اسلام، تنها به تربيت و پرورش جسم توجه نشده، بلکه به موازات جسم، به روح نيز توجه و دستورات فراواني در زمينه تربيت و تقويت آن وارد شده، از قبيل: روزه، نماز، دعا و به طور کلي عبادات. والاّ پرداختن به جسم به تنهايي داراي ارزش انساني نبوده و انسان را از محدوده حيوانيت خارج نمي کند.

دانشمندان و انديشمندان غير اسلامي نيز به وجود رابطه متقابل بين تن و روان معتقدند؛ به عنوان نمونه، ارسطو در اين باره مي گويد:

"تن را لازم است براي جان پرورش دهند و نفسانيّات را تابع اراده عقلي سازند، تا نفس آماده و قابل تفکر و تعقل شود، که آن خوشي حقيقي زندگي و غايت مطلوب است."

حتي متخصصان ورزش رزمي کاراته نيز از سال ها پيش به اين حقيقت پي برده و سعي به تقويت روح و روان، همگام با تقويت جسم و بدن نموده اند، آنان به اين منظور از "ذن" استفاده مي نمايند.

"ذن کلمه اي است ژاپني که از چين سرچشمه گرفته است و مفهوم واقعي آن، انديشيدن و در بحر تفکر غوطه ور شدن است. از ديدگاه ذن، کار جسمي و فعاليت بدني، حائز کمال اهميت مي باشد و پيروان ذن براي حفظ موقعيت بدن (فيزيولوژي انسان سالم) و شيوه درست نفس کشيدن، به منظور کوشش در راه زيستن و رسيدن به آرامش و روشن بيني، اصولي با خلق زمان وضع کرده اند"

آقاي دکتر سيد محمد باقر حجّتي، در کتاب اسلام و تعليم و تربيت چنين مي نگارد:

"در روان شناسي آزمايشي، اين عقيده ديده مي شود که تمام آثار نفس و روان، اعمّ از شعور و تفکر و فعل و انفعالات، انعکاس جسم و بدن است.

ديدن بدون عبرت، و شنيدن بدون تدّبر، و چشيدن و بوييدن و بسودن، بدون انعکاس از آن ها در محيط روان، ارزشي ندارد. و امري نيست که ما در صدد پرورش آن باشيم. خداوند متعال مي فرمايد:

"لهم قلوب لا يفقهون بها و لهم اعين لا يبصرون بها و لهم اذان لايسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضلّ اولئک هم الغافلون؛

آن ها عقل هايي دارند که با آن [انديشه نمي کنند و] نمي فهمند، و چشماني دارند که با آن نمي بينند، و گوش هايي دارند که با آن نمي شنوند، آن ها همچون چهار پايانند، بلکه گمراه تر؛ اينان همانا غافلانند."

يعني حواس آن ها و ظايف رواني خود را انجام نمي دهند، اگر چه از نظر ترکيب فيزيولوژي، صحيح و سالمند."

استاد شهيد مرتضي مطهري نيز در اين خصوص مي فرمايد:

"اگر کسي تمام همّش تقويت جسمش باشد، نقص کارش اين نيست که جسمش را تقويت کرده و مثلاً نگذاشته دندانش خراب شود، بلکه اين است که جنبه هاي ديگر را مهمل گذاشته است. آن چيزي که در مورد اين افراد بد است، "حصر" است [مثل بازي کردن بچه بد نيست، بلکه لازم است، ولي اين که فقط بازي کند بد است] ... تضعيف جسم، در روش هاي غير اسلامي، يعني همان روش معروف هندي، مطلوب است. آن ها با پرورش جسم به همين معنا هم مخالفند؛ مي گويند: جسم و قواي جسماني را بايد ضعيف نگه داشت. اين در اسلام نيست، ولي شک ندارد که تقويت و تربيت جسم براي انسان، از نظر اسلام هدف نيست؛ مطلوب هست، ولي نه به عنوان هدف، بلکه به عنوان وسيله و شرط؛ يعني انسان جسم سالم و قوي نداشته باشد، روح سالم هم نخواهد داشت."

از برخي روايات اسلامي نيز به خوبي تاثير منفي رذائل اخلاقي، که مربوط به روان آدمي هستند، بر جسم انسان فهميده مي شود. دراين جا به تعدادي از اين روايات اشاره مي شود:

امام علي عليه السلام فرمود:

"صحّة الجسد من قلّة الحسد؛

سلامتي جسم، ناشي از اندک بودن حسد است."

امام علي عليه السلام فرمود:

"العجب لغفلة الحسّاد عن سلامة الاجساد؛

در شگفتم که چگونه حسودان از سلامتي بدن هايشان غافلند."

اشاره به اين که حسادت به سلامت جسم لطمه وارد مي سازد.

امام صادق عليه السلام فرمود:

"الحاسد مضرّ بنفسه قبل ان يضرّ بالمحسود؛

انسان حسود، پيش از آن که به شخص مورد حسد زيان وارد سازد، به خويشتن ضرر مي رساند."

زيرا همين که انسان نسبت به کسي حسادت مي ورزد، به اعصاب و بدن خويش آسيب مي رساند. آن گاه پس از آن، ممکن است بر مبناي حسادت خود اقدامي نموده و به شخص مورد حسد نيز زياني وارد سازد.

منبع:ورزش در اسلام ، حسين صبوري

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 18:22  توسط سعیده حسینی  | 

7- پرهيز از غرور: ورزش کار هر چند نيرومند باشد، نبايد به قدرت، توان و مقاماتي که دارد مغرور شود. او بايد بداند همه نيروها و توان ها، از آن خداوند قادر متعال است. از اين جهت است که نماز، به هنگام به پاخاستن مي گوييم:

"بحول الله و قوّته اقوم واقعد؛

با توان و نيروي الله به پامي خيزم و مي نشينم."

 سرور شهيدان شاهد، حضرت امام حسين بن علي عليه السلام نيز وقتي که به لشکر انبوهي از دشمن حمله مي برد و در ميان باراني از تير، يک تنه آنان را وادار به گريز نموده و تعداد قابل توجهي از آنان را از دم تيغ خويش مي گذراند، با صداي بلند و رسا مي فرمود:

"لاحول و لا قوّة الا بالله العلي العظيم؛

هيچ توان و نيرويي، جز از ناحيه الله که بلند مرتبه و والا مقام است، وجود ندارد."

 خداوند متعال نيز، همين مطلب را در قرآن مجيد تذکر داده و مي فرمايد:

"انّ القوة لله جميعاً؛

همه نيروها [بدون استثنا] از آن خداوند است."

 پس دليلي وجود ندارد که افراد نيرومند و ورزشکار به قوّت و توان خود مغرور شده، خدا را از ياد برده، و از آن در راه هاي غير صحيح و غير انساني استفاده نمايند. حضرت سليمان که داراي قدرت و حکومتي فوق العاده بود و وقتي اراده نموده بود که تخت بلقيس را از کاخش در سرزمين سبابه کاخ خود آورد، يکي از درباريانش در کم تر از يک چشم به هم زدن، اين کار را برايش انجام داده بود، به اين قدرت و عظمت فوق العاده اي که در اختيار داشت، مغرور نشده و مي گويد:

"هذا من فضل ربّي ليبلوني ءاشکرام اکفر؛

اين از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمايش کند که آيا شکر او را به جا مي آورم يا کفران [نعمت] مي کنم."

 بنابر اين بايد قدرت را از جانب خدا و وسيله اي براي آزمايش دانسته و به آن مغرور نشد. عاقبت غرور، شکست و سقوط است، شخص مغرور، حريف را دست کم گرفته، احتياط را از دست داده و در نتيجه شکست مي خورد. حضرت علي عليه السلام همين امر را آفت شجاعت دانسته و مي فرمايد:

"آفة الشّجاعة اضاعة الحزم؛

آفت شجاعت، از بين بردن تدبير و هوشياري است."

 "آفة الشّجاعة استضعاف الخصم؛

آفت شجاعت، دشمن را ضعيف شمردن است."

 

منبع: ورزش در اسلام ، حسين صبوري

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 18:1  توسط سعیده حسینی  | 

6 - گذشت و بخشش: ورزش کار مسلمان بايد داراي روحيه گذشت و بخشش باشد. وقتي در اوج قدرت و توانايي بوده و برخصم برتري و پيروزي يافته، بر او سخت نگيرد و در صدد انتقام جويي و صدمه زدن به حريف برنيايد. او بايد عفو و گذشت را شکرانه پيروزي خويش قرار دهد. حضرت علي عليه السلام در اين مورد مي فرمايد:

"اذا قدرت علي عدوّک فاجعل العفوعنه شکراً للقدرة عليه؛

هر گاه بر دشمنت دست يافتي، پس بخشش و گذشت از او را شکر و سپاس (نعمت) توانايي براو قرار ده."

 "و اکظم الغيظ و تجاوز عند المقدرة، و احلم عند الغضب، و اصفح مع الدّولة تکن لک العاقبة؛

و خشم را فرو بنشان، و هنگام توانايي [از کيفر] بگذر، و هنگام تندخويي بردبار باش، و با وجود تسلط داشتن [از انتقام] دوري کن، تا برايت پاداش نيکو باشد."

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 10:30  توسط سعیده حسینی  | 

5- حمايت از مظلوم: ورزش کار نبايد به منظور زور گويي به ديگران و دست يافتن به آن چه حق او نيست ورزش کند، بلکه بايد از زورگويي پرهيز نموده و داراي روحيه دفاع از مظلوم در برابر ظالم باشد. حضرت علي عليه السلام در وصيّت خويش به دو فرزند بزرگوارش، امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام مي فرمايد:

"کونا للظّالم خصماً و للمظلوم عونا؛

هماره دشمن ظالم و ياور مظلوم باشيد."

 همان گونه که شاعر مي گويد:

شکرانه بازوي توانا بگرفتن دست ناتوان است

ورزش کار بايد شکرانه بازوي تواناي خويش را، دفاع از مظلوم قرار داده و خود را از صف ظالمان و ستم پيشگان کنار بکشد. حضرت موسي عليه السلام که جواني نيرومند بود، مي تواند در اين زمينه، الگوي مناسبي براي ورزش کاران آزاده و مسلمان باشد. او وقتي مي بيند يکي از غبطيان، که از ماموران دربار فرعون بود، شخص با ايماني از بني اسرائيل را به باد کتک گرفته و او نيز قادر به دفاع از خويشتن نبوده، از وي ياري مي طلبد، به ياري مظلوم مي شتابد و با مشتي که برسينه ظالم مي کوبد، وي را از پاي در مي آورد، ولي اکنون با کشتن او خود را به فتنه فرعونيان گرفتار کرده بود، به درگاه خدا استغفار نمود:

"قال ربّ انّي ظلمت نفسي فاغفرلي فغفر له انّه هو الغفور الرّحيم؛

[موسي] گفت: خدايا من برخويش ستم روا داشتم، از من درگذر؛ خدا هم از او در گذشت، که او بسيار آمرزنده و مهربان است."

 وقتي خدا از او در گذشت و نجاتش داد، موسي عرض کرد: پررودگارا! به شکرانه اين نعمت که به من عطا فرمودي،"من هم هرگز ياور گناه کاران نخواهيم بود":

"قال ربّ بما انعمت علي فلن اکون ظهير للمجرمين؛

[موسي باز] گفت: پروردگارا! به شکرانه اين نعمت (نيرو) که به من عطا فرمودي، من هرگز ياور بدکاران نخواهم بود."

 وي هنگامي که از چنگ فرعونيان گريخت و در نزديکي شهر مدين برسر چاهي رسيد و ديد که چوپانان گردن کلفت بر سرچاه ريخته و به دو دختر جوان و محجوب نوبت نمي دهند تا گوسفندان خود را سيراب سازند، باز هم ستم را تحمّل ننموده و به ياري دختران ستمديده مي شتابد؛ چوپانان را کنار زده و با وجود خستگي فراوان ناشي از هشت شبانه روز راه پيمايي و گرسنگي مفرط، به تنهايي و بدون هيچ چشم داشتي، براي همه گوسفندان آن ها از چاه آب مي کشد.

امام سجاد عليه السلام نيز در دعاي بيستم صحيفه سجاديه، چنين معروض مي دارد:

"خداوندا! به روان محمد و آل محمد رحمت فرست، و دست مرا در مبارزه با ظلم و اجحاف، توانا گردان، و به زبان من در برابر دشمن قدرت گفتار بخش، و بر قوم بدخواه پيروزم گردان! مقدّر فرماي که حليه مردم حليه گر را در هم بشکنم و دست ظالم را ازتعدّي و تجاوز کوتاه کنم و ... تهديد دشمنان را به هيچ انگارم و ...

پروردگارا! مقرر بفرماي که دست هاي من در خير و صلاح مردم به کار افتد، و همچنان دست کارگر مرا از منت گذاري و دل آزاري ايمن دار، و زبان مرا از خودستايي و تفاخر خاموش فرماي!"

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آبان1388ساعت 17:0  توسط سعیده حسینی  | 

4- سبقت در کار خير: به طور معمول پيشي گرفتن و برنده شدن در مسابقات و رقابت هاي ورزشي، براي ورزش کاران از اهميت خاصي برخوردار است، که البته اشکالي هم ندارد، ولي ورزشکار مسلمان بايد به مسابقه در امور خیریه و برنده شدن در آن، بيش از برنده شده در مسابقات ورزشي اهميت بدهد. خداوند متعال در قرآن، در باره ايمان آورندگان مي فرمايد:

"اولئک يسارعون في الخيرات و هم لها سابقون؛

آن ها در سعادت و خيرات تعجيل مي کنند، و اينان هستند که به کارهاي نيکو سبقت مي جويند."

 همچنين در توصيف پياميراني همچون ابراهيم، لوط، اسحق، يعقوب، نوح، داود، سليمان، ايّوب، اسماعيل، ادريس، ذوالکفل، يونس و زکريّا مي فرمايد:

"انّهم کانوا يسارعون في الخيرات؛

آن ها در کارهاي خير تعجيل مي کردند."
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آبان1388ساعت 9:34  توسط سعیده حسینی  | 

 3- دانش و بينش: ورزشکار مسلمان بايد داراي دانش و بينش وسيع باشد. ورزش کار مسلمان، همچنان که از نظر جسمي، قوي و نيرومند است، از جهت علمي نيز بايد توانا و نيرومند باشد. متاسفانه اکثر ورزش کاران مسلمان، از اين نکته غافل بوده و هنگامي که وارد گود ورزش مي شوند، درس، بحث، مطالعه و تحقيق را کنار مي گذارند. نيرومندي بدني و علمي براي يک انسان، بسان دو بال براي يک پرنده اند. پرنده هنگامي مي تواند اوج گيرد که دو بال نيرومند داشته باشد، و داشتن يک بال- هر چند قوي و نيرومند- براي او کافي نيست. در قرآن حکيم، در اين خصوص چنين مي خوانيم:

"وزاده بسطة في العلم و الجسم؛

و او را [طالوت را] در دانش و قوت جسم فزوني بخشيده است."

 در باره حضرت داوود عليه السلام نيز که جواني نيرومند و با ايمان بوده و به همين مناسبت توانسته بود بزرگ ترين رهبر کافران را به قتل رساند، مي فرمايد:

"و قتل داوود جالوت و اتاه الله الملک و الحکمة و علّمه ممّا يشاء؛

و "داوود"، "جالوت" را کشت، و خداوند حکومت و دانش را به او بخشيد، و از آن چه مي خواست به او تعليم داد."

 همچنين در باره او مي فرمايد:

"وشددنا ملکه و اتيناه الحکمة؛

ما پايه حکومت او را محکم ساختيم و به او دانش داديم."

 چنان که ملاحظه مي شود، داوود عليه السلام از ايمان و قدرت بدني کافي برخوردار بوده است؛ بنابراين، لازم است که از نظر علم و دانش هم به اندازه کافي نيرومند شود، تا آمادگي رهبري را پيدا کند. خداوند اين علم و دانش را نيز خود به او تعليم داده و ارزاني مي دارد.

گويا از نظر قرآن، نوعي ارتباط بين کمال جسماني و آمادگي، جهت کسب دانش، بينش، حکومت و قضاوت وجود دارد؛ از اين رو درباره برخي از پيامبران بزرگ چنين مي فرمايد:

"و لمّا بلغ اشدّه اتيناه حکما و علما؛

و هنگامي که [يوسف] به مرحله بلوغ و قوّت رسيد، ما "حکم" و "علم" به او داديم."

 "و لما بلغ اشدّه و استوي اتيناه حکما و علماً؛

هنگامي که [موسي] نيرومند و کامل شد، حکمت و دانش به او داديم."

 همچنين در قرآن مي خوانيم: وقتي حضرت سليمان به درباريان خود مي گويد: چه کسي تخت بلقيس را قبل از آن که تسليم امر من شود، نزد من خواهد آورد؟ عفريتي از جن مي گويد: "من پيش از اين که از جانب بلند شوي، آن را نزد تو خواهم آورد"، ولي کسي که داراي قدرت فوق العاده اي است مي گويد:

"انا اتيک به قبل آن يرتدّ اليک طرفک؛

من پيش از آن که چشم بر هم زني، آن را بدين جا خواهم آورد."

 و چنين نيز مي کند. خداوند در قرآن اين شخص توانا را داراي دانش معرفي نموده و مي فرمايد:

"قال الّذي عنده علم من الکتاب؛

و آن کسي که به علم و دانش کتاب [الهي] دانا بود گفت."

 در روايات اسلامي نيز به دانش پژوهي ورزش کار اهميت داده شده است؛ به عنوان نمونه، مي بينيم در حديث نبوي نه تنها آموزش کتابت و سواد يکي از وظايف پدر نسبت به فرزند پسر، دانسته شده، بلکه بر آموزش دو ورزش شنا و تيراندازي، که

اين دو نيز از وظايف پدر مي باشند مقدّم شده است:

"حقّ الولد علي والده آن يعلمه الکتابة و السّباحة و الرّماية و ان لا يرزقه الا طيّبا؛

حق فرزند [پسر] برعهده پدرش اين است که به او نوشتن و شنا کردن و تيراندازي نمودن را آموزش داده و جز از راه حلال، روزي او را تامين نکند."

 در کتاب گفتار وعّاظ، به نقل از کتاب معالم الزّلفي سيّدهاشم بحريني (ره) آمده:

"امام حسن و امام حسين عليه السلام در سنين کودکي نزد حضرت علي عليه السلام آمده، از وي خواستند بين آن ها در کشتي گرفتن قضاوت کند. آن حضرت فرمود: به جاي اين کار برويد خط بنويسيد."

 شايد آن حضرت خواسته با اين برخورد، به فرزندان خود بفهماند که آن چه از زور بازو مهم تر است، علم و هنر باشد، نه اين که بخواهد کشتي را نفي کند، زيرا مي دانيم آن ها در حضور رسول خدا صلي الله عليه و اله با يکديگر کشتي مي گرفتند و آن حضرت نيز به تشويقشان مي پرداخت.

+ نوشته شده در  شنبه 23 آبان1388ساعت 12:16  توسط سعیده حسینی  | 

2- امين بودن: ورزش کار مسلمان بايد امين باشد. در مواردي از آيات قرآني، "قوي بودن" با "امين بودن" قرين شده و گويا مکمّل يکديگر دانسته شده اند.

يکي از آن موارد، داستان حضرت موسي عليه السلام و دختران حضرت شعيب عليه السلام است.

وقتي "صفورا"، دختر حضرت شعيب عليه السلام مي خواهد حضرت موسي عليه السلام را براي استخدام شدن به پدر خود پيش نهاد کند، به دو ويژگي مثبت وي اشاره نموده و مي گويد:

"يا ابت استاجره انّ خير من استاجرت القوي الامين؛

پدرجان! موسي را استخدام نما، زيرا بهترين کسي که مي تواني استخدام کني، کسي است که قوي و امين باشد."

 به طور کلي اگر کسي قوي باشد، ولي امين نباشد، از کسي که ضعيف است، ولي او هم امين است، خطرناک تر خواهد بود.

مورد ديگر، داستان حضرت سليمان و بلقيس است. آن جا که حضرت سليمان مي خواهد به سرعت تخت بلقيس را از سرزمين سبا به کاخ خود بياورد، مي گويد: کدام يک از شما درباريان، تخت بلقيس را قبل از آن که تسليم امر من شوند، نزد من خواهد آورد؟ عفريتي از جن مي گويد:

"انا اتيک به قبل ان تقوم من مقامک؛

من پيش از اين که از جايت بلند شوي، آن را نزد خواهم آورد."

 و آن گاه اضافه مي کند:

"و اني عليه لقوي امين؛

و من بر اين کار، قوي و امين هستم."

و بدين ترتيب، خود را قوي و امين معرفي نموده و قوّت را در کنار امانت به کار مي برد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 12:0  توسط سعیده حسینی  | 

خصوصیات ورزشکار مسلمان

۱- ايمان: اولين خصوصيت يک ورزشکار مسلمان، ايمان و تقواي اوست. نيرومند بودن به تنهايي از نظر اسلام ارزشي ندارد.

آن چه معيار ارزش است، تقوا است. خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد:

"انّ اکرمکم عندالله اتقيلکم؛

گرامي ترين شما نزد خدا، پرهيزکارترين شماست."

البته انسان پرهيزکار و با ايمان، هر چه قوي تر و نيرومندتر باشد، بهتر است، اما قوي بودن به تنهايي کافي نبوده و ملاک ارزش نخواهد بود؛ از اين رو در حديث نبوي مي خوانيم:

"المومن القوي خير و احب من المومن ضّعيف؛

شخص با ايمان قوي و نيرومند، از شخص با ايمان ضعيف بهتر و دوست داشتني تر است."

 در اين حديث، ابتدا کلمه "المومن" آورده شده و سپس کلمه "القوي" يا "الضّعيف"، و انسان با ايمان با يک انسان با ايمان ديگر مقايسه شده است، نه با يک انسان فاقد ايمان، زيرا انسان فاقد ايمان، ارزشي ندارد.

نکته جالب توجه، اين که انسان با ايمان اگر نيرومند و سالم باشد، مي توند منشا آثار خير بيش تري باشد و حتي بهتر و بيش تر عبادت کند و يا جهاد نمايد. در اين جا توجه شما را به قسمتي از رهنمودهاي امام خميني (ره) در اين خصوص جلب مي نمايم:

"آن چه که پشتوانه ملت است، پشتوانه اسلام است. آن مردهاي با ايمان هستند، ورزش کاران با ايمان هستند، روحاني با ايمان

و دانشگاهي با ايمان و ... اين ها مي توانند پشتوانه يک ملت باشند و نگذارند دست هاي خائنانه کساني که گاه مي خواهند همه چيز ما را ببرند، قدرت مادّي ما، قدرت معنوي ما را از بين ببرند."

ايشان در ضمن بيان وظيفه ورزش کاران فرمودند:

ورزش کاران دو وظيفه دارند: يکي ورزش جسماني براي قوه پيدا کردن و قدرت پيدا کردن ... يکي هم پرورش روحاني، که اگر پرورش روحاني در انسان پيدا بشود، آن وقت قدرت جسماني اش مضاعف مي شود. شما کوشش کنيد که آن قدرت را هم که قدرت الهي است، قدرت هم به برکت اسلام و به برکت مولا اميرالمومنين عليه السلام در شما پيدا شود. که يک مرد روحاني قوي و جسماني قوي بشويد، که هم جانب روحتان قوي باشد و هم جانب جسمتان قوي باشد."

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 21:32  توسط سعیده حسینی  | 

تیر اندازی ورزشی متعلق به عصر حجر

 
تیراندازی یکی از قدیمی ترین ورزشهایی است که هنوز هم انجام میشود. در اینجا نمیخواهیم شما را به زمانی ببریم که انقلاب تیر اندازی انجام شده، بلکه می خواهیم از تاریخ بشر و انسان بگوییم.

شاهدان قدیمی که تیراندازی را از زمانهای بسیار دور در انجام میدادند شاید بتوان تاریخ انجام آنرا به "عصر سنگی" نسبت دادند (در حدود 20000 سال قبل از میلاد مسیح). مردمان اولیه زمانی که در مصر باستان زندگی میکردند از تیر و کمانهای ابتدایی استفاده می کردند که قدمت استفاده از این ابزار به چیزی حدود 5 هزار سال پیش از شروع اولین نشانه های جنگاوری در روی کره زمین بر میگردد.

در چین قدمت تیر اندازی به زمان حکومت سلسله شانگ (Shang - در حدود سالهای1027 تا 1766) بر می گردد. در زمان جنگ ارابه ای هر تیمی از سه مرد تشکیل می شد، یک راننده ارابه، یک نیزه دار، و یک تیر انداز. در زمان حکومت ژوZhou از 256 تا 1027 قبل از میلاد، خاندان سلطنتی در مسابقات تیر اندازی شرکت میکردند که با مراسم جشن و موسیقی و ... همراه بود.

 

تیراندازی حتی برای کودکان نیز جذاب است

گسترش در آسیا
هنگامی که چینی ها در قرن 6 میلادی ژاپنیها را با تیر اندازی آشنا کردند، این مساله تاثیر برجسته و شگرفی روی رسوم و سنن مردم آسیای شرقی گذاشت. یکی از هنرهای رزمی ژاپنیها به نام Kyujutsu (کمان و نیزه) که امروزه در این کشور با نام کیودو (Kyudo)یکی از روشهای کمان داری است، از ورود تیر اندازی در همان دوران سرچشمه گرفته است. کیدوی مدرن و پیشرفته یکی از متدهای پیشرفت و بهبود فیزیکی، ذهنی و روحی است.


تیراندازی زنان - دهه 40 میلادی
 
در دوران Greco-Roman، کمان و نیزه بیشتر برای شکار و کارهایی از این قبیل مورد استفاده قرار می گرفت تا جنگ و ستیز و خونریزی! تیراندازان در مواقع دیگر سال در کار گاه های کوزه گری و سفالگری دیده میشدند. البته این شاخه ورزشی به سرعت در آسیای شرقی و کشورهای مجاور آن توسعه یافت. آشوریها و پارتها جزو کسانی بودند که در توسعه این ورزش رزمی گامهای بلندی برداشتند. از آتیلا اسطوره تیر و کمان در سده های پیشین، هنوز به نیکی یاد می شود.

اساطیر تیر اندازی
در قرنهای پیشین محبوبیت تیر اندازی به قدری بود که حتی تاثیر آن را در ادبیات قومی و شعر سرایی هم میتوان دید. حتی در تصویر سازیهایی مانند رابین هود که از معروفترین و مطرحترین چهره های این عرصه به شمار میرفت.

مراجع مختلف و متعدد در خصوص تیر اندازی حاکی از وجود داستانها و افسانه های گوناگونی در ادبیات کهن یونان است. اوليسز (Ulysses) قهرمان حماسه اوديسه منسوب به هومر (Homer) شاعر نابيناي يوناني در کتاب بیستم یکی از بهترین نمونه های این افسانه ها است. اولیسز به واقع یکی از قهرمانان تیر اندازی در اساطیر است. پنه لوپه (زوجه اودیسوس) فکر میکرد که همسرش بعد از 20 سال غیبت پس از جنگ بزرگ تروا (Troy) هرگز باز نمی گردد. خواستگاران فراوانی او را احاطه کرده بودند، اما بالاخره اولیسز از جنگ تروا بازگشت و در قالب یک چوپان به زندگی اش ادامه داد و با استفاده از تیر و کمان و مهارتش در این رشته توانست به همسرش خبر دهد که چه کسی است!! ادبیات انگلیس همچنان به اسطوره های خود در این رشته و تاثیر آن در ادبیات کهن کشور افتخار می کند.


 

هدف یا سیبل تیراندازی
 
تاسیس فدراسیون جهانی
اولین رقابتهای رسمی و سازمان دهی شده تیراندازی در فینسبری (Finsbury) انگلستان در سال 1583 برگزار شد که حدود 3000 شرکت کننده داشت. در طول جنگ 30ساله سالهای 1618 تا 1648 که استفاده از سلاح های آتش زا باب شده بود، تیر و کمان دیگر کاربرد چندانی نداشت و کم کم به یک ورزش و رقابت هیجان انگیز و سرگرم کننده تبدیل شد.

بدنه اصلی سازمان تیر اندازی بین المللی با نام فدراسیون تیر اندازی (FITA) در تاریخ 4 سپتامبر 1931 در لهستان با حضور 7 کشور (فرانسه، چک، سوئد، لهستان، مجارستان، ایتالیا و ایالات متحده آمریکا) تاسیس شد. پس از آن با انجام مسابقات زیر نظر اتحادیه رسمی پس از مدتی این رشته به بازیهای المپیک هم راه پیدا کرد. به طوریکه به سرعت برایش قوانین جهان وضع کردند و رقابتهای قهرمانی آن هم شهرت جهانی پیدا کرد.

وب سایت رسمی فدراسیون جهان تیراندازی: www.archery.org
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 19:28  توسط سعیده حسینی  |